۱۳۸۸ آذر ۹, دوشنبه

 
دیروز-امروز(اغاز زندگی اپارتمان نشینی): در سال 1350اتفاق مهمی در زندگی ما روی داد.بله دراین سال مرحله تازه ای از زندگی ما شروع شد وخانواده ما اپارتمان نشینی را تجربه کرد.تا پیش از این در نازی اباد منزل نقلی داشتیم که ان را در سال 1343به مبلغ 7000تومان(70000ریال)خریده بودیم.بگذریم .زمزمه های این تغییر و تحول ابتدا از طرف والده مکرمه اغاز شدکه صدالبته در بادی امربا مقاومت ومخالفت جدی مرحوم ابوی روبرو گردید.ان زنده یاد خانه نقلی سی و چند متری حیاط داررا به اپارتمان هشتاد متری ترجیح می داد.اما سرانجام فشار های روزافزون مادر کار خودش را کردوپدر را واداربه تسلیم نمود.در ان سال بانک مسکن در منطقه نازی اباد ودر کنار کوی هزار دستگاه اقدام به احداث یک مجتمع مسکونی اپارتمانی کرده وانها را با تسهیلات مناسبی به فروش گذاشته بود. تا جایی که به خاطر دارم این مجتمع ابتدا چهارم ابان نام داشت ولی پس از انقلاب نام ان به سیزده ابان تغییر کرد.سرتان را درد نیاورم خانه کوچک قدیمی را برای فروش گذاشتیم وخیلی زود به مبلغ 24000تومان!(24فقره اسکناس 1000تومانی )فروختیم.اپارتمانهای یادشده را بانک مسکن 40000تومان قیمت گذاشته بود که نیمی از انرا نقد ومابقی راطی ده سال وبصورت قسطی می گرفت.درپاییز سال 1350با شور وشوق غیر قابل وصفی به خانه جدید اسباب کشی کردیم.اپارتمان دوخوابه ماکه درحدود 80مترمربع مساحت داشت درطبقه سوم بلوک دو واقع شده بود.جالب است بدانید که در ان ایام چون زندگی در اپارتمان با سبک وسیاق زندگی سنتی مردم چندان سازگار نبودبا استقبال خوبی مواجه نشد .ماهها از سکونت ما در این مجتمع گذشت ولی تعداد قابل توجهی از این واحدها روی دست دولت ماندو به فروش نرسید.لذا بانک برای تشویق مردم تسهیلات یبشتری قایل شدومبلغ پیش پرداخت را به 10000تومان کاهش داد وزمان پرداخت اقساط را بیشتر کرد .پس از مدتی این ترفند نیز چندان کار گر نیفتاد وواحدها بطور کامل به فروش نرفت.خوب بیاد دارم که مدتی بعد مبلغ پیش پرداخت حتی به 5000تومان تقلیل یافت وبدینترتیب بالاخره بقیه اپارتمانها هم به مرور فروخته شدند واین مجتمع مملو از خانواده های اپارتمان نشین شد .واین بود حکایت اپارتمان نشین شدن خانواده باهری. تا خاطرهای دیگر...

۱۳۸۸ آذر ۸, یکشنبه

 
دیروز-امروز: تابستان سال 1356بود.کفگیر به ته دیگ پس اندازی که از حقوق دوره سربازی اندوخته بودم خورد .مخارج تحصیل ضرورت یافتن کاری نیمه وقت را اجتناب ناپذیر کرده بود.ناگزیر دست به کارشدم.چند روزی صفحات نیازمندیهای روزنامه را ورانداز می کردم.درست یادم نیست دقیقا چه مدت این جستجو ادامه داشت ولی به دو هفته نکشید که روزی به یک اگهی از طرف یک شرکت خصوصی بنام "الفا پرینت"برخوردم که اعلام کرده بود به یک طراح وگرافیست وصفحه ارا احتیاج دارد.با اولین تماس تلفنی قرار دیدار گذاشتیم.این شرکت درخیابان شریعتی (جاده قدیم شمیران )نرسیده به خیابان سمیه واقع بود.در همان جلسه نخست با یکی از مدیران شرکت که اقای غیاثی نام داشت واز فوتبالیست های باشگاه راه اهن تهران بوددر مورد ساعت کار وحقوق ماهیانه ومسایلی از این دست به توافق کامل رسیدیم.بله به همین راحتی .قرار شدکه در ازای روزی 7ساعت کار ماهی1800تومان(18000ریال)دریافت کنم .در ان زمان با این پول می توانستم علاوه بر تامین هزینه های تحصیل اعم از خورد وخوراک وایاب وذهاب و...مقداری هم به خرج خانواده کمک کنم.هر روز ساعت هشت ونیم صبح کارم شروع می شدوتا ساعت سه بعدازظهر ادامه داشت وبعد از پایان کارراهی دانشگاه می شدم.این فعالیت را به مدت یک سال ادامه دادم.البته تا یادم نرفته بگویم که در ماههای اخر حقوقم به 2000تومان افزایش یافته بود.با اوج گیری ناارامی ها وتظاهرات واعتصاب ها ی مردمی در نیمه دوم سال 1357فعالیت شرکت متوقف شدو با اجازه شما من هم بیکار.در مدت یک سالی که در ان شرکت کار می کردم هم نیاز مالی ام بخوبی تامین شد هم فرصت کسب تجربه عملی یافتم وهم طعم شیرین استقلال مالی راکه خوشبختانه قبلا هم بارهاچشیده بودم تجربه کردم. باهری

۱۳۸۸ آذر ۳, سه‌شنبه

 
دیروز-امروز (1) : خوب بیاد دارم که در سال 1355یعنی یک سال پس از پایان خدمت نظام وظیفه درکنکور سراسری شرکت کردم ویکی دوماه بعد چهار مورد دعوت به کار دریافت کردم.البته بدون انکه مراجعه حضوری داشته ویا تقاضای استخدام کرده باشم.در ان زمان استخدام در دوایر دولتی بر اساس نمرات شرکت کنندگان در کنکور انجام می شد.نخست دعوت نامه ای کتبی از شرکت هواپیمایی ملی ایران (هما)به دستم رسید.که البته یک ازمون ورودی هم باید می دادیم. سوال های این ازمون عموما شامل پرسش های هوش استعدادعمومی وسنجش سرعت انتقال بود.این امتحان را با موفقیت پشت سر گذاشتم.سپس دعوت نامه هایی از شرکت ملی نفت وزارت اقتصادودارایی وشرکت راه اهن دریافت کردم.ادارت مذکور بجز راه اهن ازمون نداشتند وفقط یک سری ازمایشهای پزشکی میگرفتند.تا انجا که به خاطر دارم بخشی از ازمایشهای پزشکی شرکت نفت راهم بدون هیچ مشکلی گذراندم .از همان ابتدا استخدام در راه اهن چندان جاذبه ای برایم نداشت لذا این گزینه را بطور کلی کنار گذاشتم.البته تا یادم نرفته بگویم که در همان زمان در یکی از مراکز اموزش عالی تهران هم پذیرفته شدم در واقع مسیر ادامه تحصیلات عالی نیز برایم مهیا شد.شاید خیلی از جوانان امروز جامعه ما این خاطره را غیر واقعی ویا یک رویای تحقق نیافتنی تلقی کنند اما شوربختانه واقعیت دارد .در ان زمان چون برای من ادامه تحصیل اولویت داشت به هر چهار پیشنهاد استخدام با قاطعیت جواب رد دادم وگزینه ورودبه دانشگاه و ادامه تحصیل را انتخاب کردم.گاهی که وضعیت ان روز خودرا بااوضاع واحوال جوان امروز مقایسه می کنم واقعا دلم به حال انها می سوزد زیرا با وجود برخورداری از تحصیلات دانشگاهی واستعدادسرشار وشایستگیهای فراوان فقط بدلیل نداشتن پول وپارتی ارزوی استخدام واشتغال در ادارات دولتی برای همیشه در دلشان باقی می ماند.اصلا چرا راه دور برویم همین پسر خودم محمد که با گذشت ماه ها از خاتمه دوره سربازی وداشتن مدرک لیسانس از معتبر ترین دانشگاه دولتی وهمچنین در استانه دریافت کار شناسی ارشد بیکار است.البته فرزند من مشتی است نمونه ای از خروار .غرض از تعریف این خاطره مقایسه شرایط زندگی دو نسل درکشور ماست .نسل جوان دهه پنجاه ونسل جوان دهه هشتاد .اما دریغ از کورسوی امیدی . باهری

۱۳۸۸ آذر ۱, یکشنبه

 



شباهت های شگفت انگیز دو رییس جمهور :بین ابراهام لینکلن شانزدهمین رییس جمهوری امریکا ازحزب جمهوری خواه وجان اف کندی سی وپنجمین رییس جمهور این کشور از حزب دموکرات شباهت های عجیبی وجود دارد که دانستن ان خالی از لطف نیست. 1-لینکلن در سال1846به عنوان نماینده کنگره انتخاب شد وکندی در سال 1946 یعنی صد سال بعد به این سمت بر گزیده شد. 2-لینکلن درسال 1860 رییس جمهور شد وکندی در سال1960 به این پست انتخاب گردید.3-نام های خانوادگی هردو ازهفت حرف تشکیل شده است.4-هردو به نوعی با حقوق مدنی مردم امریکا در ارتباط بودند.5-همسر هردو در زمان اقامت در کاخ سفید فرزند خودراازدست دادند.6-هردو درروز جمعه ترورشدند.7-هردوی انها از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفتند.8-منشی لینکلن کندی ومنشی کندی لینکلن نام داشت.9-در به قدرت رسیدن هر دو جنوبیها نقش موثری داشتند وهردو توسط دو نفر از اهالی جنوب به قتل رسیدند.10-جانشینان هردوی انها جانسون نام داشتند اندروجانسون جانشین لینکلن درسال 1808به دنیا امده بود ولیندون جانسون جانشین کندی درسال 1908 متولدشده بود.11-جان والکس بوت قاتل لینکلن در سال 1839 ولی هاروی اسوالدضارب کندی درسال 1939 به دنیا امده بودند.12- نام های هردو تروریست از 15 حرف تشکیل شده است.13-قاتلین هردو ریس جمهورپیش از محاکمه به قتل رسیدند.

۱۳۸۸ آبان ۲۹, جمعه

 
تبراییان: از زمانی که شاه اسماعیل چهارده ساله به مدد شمشیر قزلباشان ترک اناتولی در کاخ هشت بهشت تبریز بر اریکه سلطنت نشست سلطه 250 ساله دودمان صفوی بر ایران اغاز شد.(905 ه). در بادی امر قزلباشان یا بازوی نظامی صفویان به منظور تحکیم پایه های حکومت خود ازمیان پست ترین طبقات اجتماعی شهرها یعنی اوباشان وبزهکاران گروه هایی راساماندهی کردندکه بعدها به تبراییان موسوم شدند .دسته های تبرایی ماموریت داشتند به زور تبرودشنه مردم را از انچه قزلباشان مذهب باطل می خواندند مبرا کرده به راه هدایت و انچه انان مذهب حق می نامیدند دراورند. این دسته ها عموما خوداز خانواده های سنی مذهب بر خاسته بودند وبرای نیل به مقاصد صفویان به قزلباشان پیوسته وتغییر مذهب داده بودند.روسای تبراییان مالکان جان ومال وناموس مردم بودند .انها مجاز بودند هر خانه ای را درهر زمانی مورد تفتیش قرار داده اهل خانه اگر چنانچه به دین ابا و اجدادی خود وفادار مانده بودند به گروگان بگیرند دختران و پسران جوانشان را مورد تجاوز قرار دهندواموالشان را مصادره کنند. شاه اسماعیل که خود را نماینده خدا وامامان می دانست حکم داده بود که خون سنی ها حلال وملک مال وناموسشان مباح است واین فرمان شامل همه مردم ایران می شدزیرادر ان زمان اکثرایرانیان سنی مذهب (شافعی وحنفی)بودند. مردم نگون بخت ایران نا گزیر بودند یا به دین قزلباشان درایند یا تقیه کنند ویا کشته شوند.گروه های تبرایی درواقع قاعده هرم تشکیلات سیاسی صفویان راتشکیل می دادند ودر راس این هرم شخص شاه شریعت پناه که ولی مطلق وواجب الاطاعه بود قرار داشت.براساس نوشته مورخان هر دسته تبرایی زیر نظر یک ملا فعالیت می کرد.این ملایان عموما از میان بزهکاران شهرها برخاسته بودند ولی چون کوره سوادی داشتند وازدیگران با هوشتر بودند عمامه ای بر سر می نهادند ورهبری انهارا به دست می گرفتند. مردمانی که نسبت به احکام دینی خود تعلق خاطر داشتند برای رهایی از گزند اوباشان تبرایی به ملایان باج های کلان می پرداختند .انان در اذای دریافت باج مردم را به حال خود می گذاشتند .ملا حیرانی قمی یکی از سران برجسته تبرایی بود که البته از وی اشعار بسیاری درنکوهش اهل سنت و تحریک دارودسته تبرایی در برخورد خشونت امیز با انان باقی مانده است. منبع: شاه اسماعیل صفوی - امیر حسین خنجی.

۱۳۸۸ آبان ۲۲, جمعه

 
خرافه ستیزی خواجه نصیرالدین طوسی - خواجه نصیر یکی ازرجال برجسته سیاسی و علمی قرن هفتم هجریست.پرداختن به همه ابعاد و جوانب علمی و سیاسی این دانشمند بزرگ اسلامی از حوصله این بحث خارج است. دراین کوتاه سخن برانم به اختصار به نقش حایز اهمیت وی در براندازی دستگاه عباسیان اشاره کنم.خواجه طوس که از افرادمورد وثوق هلاکو ودربرچیدن بساط فرقه اسماعیلیه نیز بوسیله خان مغول تاثیر گذاربوددرجهت ایجاد انگیزه و رفع تردیدهای وی برای هجوم به بغداد ونابودی سلطه پانصد ساله حکومت عباسی نقش موثری داشت.البته تاثیر مهم فردی به نام موید الدین محمد العلقمی وزیر مقتدر و شیعی مسلک المستعصم اخرین خلیفه عباسی را در این مورد نمی توان نادیده انگاشت.گویند هلاکو پیش از حرکت به جانب بغداد با بزرگان به مشورت پرداخت.فردی صاحب نفوذ به نام حسام الدین یکی از مخالفان سرسخت این جنگ بود. او که منجم واز دوستداران خلفای عباسی بود به صراحت مخالفت خود رابا این اقدام اعلام کردوگفت : "مبارک نباشد قصد خاندان خلافت کردن و لشکربه بغداد کشیدن.اگر خان سخن نشنودوانجارودشش فساد ظاهر گردد اول انکه همه اسبان بمیرند ولشکریان بیمار شوند.دوم انکه افتاب برنیاید .سوم انک باران نبارد چهارم باد صر صر برخیزدو جهان بر زلزله خراب شود.پنجم نبات از زمین نروید .ششم انکه پادشاه در ان سال وفات کند."حسام الدین که بخوبی می دانست مغولان طایفه ای بشدت خرافه پرستند از این طریق کوشید خان مغول رااز هجوم به بغدارمنصرف کند. بر خلاف نظر حسام الدین که این جنگ را شوم و بد فرجام می دانست وقتی رای خواجه استفسار شد چنین گفت :"از این احوال هیچ یک حادث نشود."خواجه نصیربااستناد به برخی وقایع تاریخی مخالفان را این چنین خطاب نمود :"از بزرگان اسلام وصحابه کبار بسیاری شهید شده اند .بسیاری از پیامبران چون یحیی را کشتند.اگر عقیده براین باشد که کشتن ال عباس شوم است طاهر ذوالیمینین به حکم مامون از خراسان امد وامین راکشت.متوکل به دست پسرش وباکمک امرا به قتل رسید ولی هیچ خللی در امورجهان ظاهر نگشت." به هرتقدیر رای خواجه نصیر موثر افتاد و هلاکو خان عازم جنگ شد.در سال 656 بغدادبه محاصره سپاهیان مغول درامد وبسرعت طومار حکومت عباسی در هم پیچید اما بقول خواند میر صاحب حبیب السیر "نه افتاب منکسف ونه قمر منخسف شد." منبع:دین ودولت در عهدمغول(جلداول)نوشته شیرین بیانی صفحه305

۱۳۸۸ آبان ۱۶, شنبه

 
چگین ها (ادمخواران قزلباش): قزلباش هایا فداییان شاه اسماعیل صفوی که نفش موثری در به قدرت رسیدن وی ایفا کردند عموما از قبایل نه گانه تاتار اناتولی (ترکیه امروزی)بودندکه تا پیش از همراهی با شاه اسماعیل هرگزوارد ایران نشده بودندوبا زبان وفرهنگ ومذهب مردم به کلی بیگانه بودند . برخی از مورخان جنایات و فجایعی که این گروه در اغاز تشکیل دولت صفوی ابتدا در تبریز وبعدها در دیگر نقاط ایران مرتکب شدند را با جنایات اسکندر وچنگیز قابل مقایسه دانسته اند. قزلباشان شاه اسماعیل را بر گزیده خداوند بر روی زمین ونماینده ونایب امام زمان می د انستند وحاضر بودند درراه او به هر جنایتی دست یازند.درمیان قزلباشان عده ای بودندکه به چگین ها یاادمخواران معروف بودند.اینان مردمانی سنگدل وبیرحمی بودندکه به فرمان شاه دشمنان او را می خوردند.ترتیب خوردن انسان ها چنین بود که ابتدا گوشش را با دندان می کندندومی خوردند سپس به سراغ بینی و گوشت بازوان و ران های قربانیان می رفتند. این کار را تاوقتی که فرد کشته می شد ادامه می دادند.این رفتاری بود که چگین های شاه طبق "حکم ولایی"با بسیاری از بزرگان ایران وحتی مردم عادی داشتند.یکی از کسانیکه جسدش به دستور شاه اسماعیل توسط ادمخواران تکه پاره گردید شهیبک خان(شیبک خان) حاکم وقت نواحی وسیعی ازشمال شرق ایران بود. مولف جهانگشای خاقان در وصف نحوه ادمخواری قزلباشان می نویسد: " شاه اسماعیل فرمودند هرکه سرمرا دوست دارد ازگوشت دشمن من طعمه سازد. به مجرد سماع این فرمان ازدحام برای اکل میته شیبک خان به مرتبه ای رسیدکه صوفیان تیغ ها کشیده قصدیکدیگر نمودندوان گوشت متعفن با خاک وخون اغشته را به نحوی از یکدیگر ربودند که چرغان شکاری در حال گرسنگی اهورابدان رغبت از یکدیگر بربایند." توصیه می کنم جهت کسب اگاهی بیشتر از این برهه مهم وسرنوشت ساز تاریخ ایران کتاب ارزشمند "تاریخ شاه اسماعیل صفوی "نوشته امیر حسین خنجی را مطالعه نمایید. موفق باشید.

۱۳۸۸ آبان ۱۱, دوشنبه

 

اهمیت رمز های عبور(passwords): رمز های عبوردر دنیای رایانه و جهان مجازی از اهمیت فراوانی برخوردارند. برخی ان هارا به لباس های زیر تشبیه کرده اند. پس سعی کنیدمرتب انها راتغییر دهید.با دوستانتان بطور مشترک ازانها استفاده نکنید.هرچه طولانی تر باشند بهترند.انهارا ازچشم نامحرمان مخفی نگهدارید. همین.

This page is powered by Blogger. Isn't yours?

اشتراک در پست‌ها [Atom]