۱۳۸۸ آذر ۳, سهشنبه
دیروز-امروز (1) : خوب بیاد دارم که در سال 1355یعنی یک سال پس از پایان خدمت نظام وظیفه درکنکور سراسری شرکت کردم ویکی دوماه بعد چهار مورد دعوت به کار دریافت کردم.البته بدون انکه مراجعه حضوری داشته ویا تقاضای استخدام کرده باشم.در ان زمان استخدام در دوایر دولتی بر اساس نمرات شرکت کنندگان در کنکور انجام می شد.نخست دعوت نامه ای کتبی از شرکت هواپیمایی ملی ایران (هما)به دستم رسید.که البته یک ازمون ورودی هم باید می دادیم. سوال های این ازمون عموما شامل پرسش های هوش استعدادعمومی وسنجش سرعت انتقال بود.این امتحان را با موفقیت پشت سر گذاشتم.سپس دعوت نامه هایی از شرکت ملی نفت وزارت اقتصادودارایی وشرکت راه اهن دریافت کردم.ادارت مذکور بجز راه اهن ازمون نداشتند وفقط یک سری ازمایشهای پزشکی میگرفتند.تا انجا که به خاطر دارم بخشی از ازمایشهای پزشکی شرکت نفت راهم بدون هیچ مشکلی گذراندم .از همان ابتدا استخدام در راه اهن چندان جاذبه ای برایم نداشت لذا این گزینه را بطور کلی کنار گذاشتم.البته تا یادم نرفته بگویم که در همان زمان در یکی از مراکز اموزش عالی تهران هم پذیرفته شدم در واقع مسیر ادامه تحصیلات عالی نیز برایم مهیا شد.شاید خیلی از جوانان امروز جامعه ما این خاطره را غیر واقعی ویا یک رویای تحقق نیافتنی تلقی کنند اما شوربختانه واقعیت دارد .در ان زمان چون برای من ادامه تحصیل اولویت داشت به هر چهار پیشنهاد استخدام با قاطعیت جواب رد دادم وگزینه ورودبه دانشگاه و ادامه تحصیل را انتخاب کردم.گاهی که وضعیت ان روز خودرا بااوضاع واحوال جوان امروز مقایسه می کنم واقعا دلم به حال انها می سوزد زیرا با وجود برخورداری از تحصیلات دانشگاهی واستعدادسرشار وشایستگیهای فراوان فقط بدلیل نداشتن پول وپارتی ارزوی استخدام واشتغال در ادارات دولتی برای همیشه در دلشان باقی می ماند.اصلا چرا راه دور برویم همین پسر خودم محمد که با گذشت ماه ها از خاتمه دوره سربازی وداشتن مدرک لیسانس از معتبر ترین دانشگاه دولتی وهمچنین در استانه دریافت کار شناسی ارشد بیکار است.البته فرزند من مشتی است نمونه ای از خروار .غرض از تعریف این خاطره مقایسه شرایط زندگی دو نسل درکشور ماست .نسل جوان دهه پنجاه ونسل جوان دهه هشتاد .اما دریغ از کورسوی امیدی . باهری
اشتراک در پستها [Atom]

ارسال یک نظر