۱۳۸۸ آذر ۸, یکشنبه

 
دیروز-امروز: تابستان سال 1356بود.کفگیر به ته دیگ پس اندازی که از حقوق دوره سربازی اندوخته بودم خورد .مخارج تحصیل ضرورت یافتن کاری نیمه وقت را اجتناب ناپذیر کرده بود.ناگزیر دست به کارشدم.چند روزی صفحات نیازمندیهای روزنامه را ورانداز می کردم.درست یادم نیست دقیقا چه مدت این جستجو ادامه داشت ولی به دو هفته نکشید که روزی به یک اگهی از طرف یک شرکت خصوصی بنام "الفا پرینت"برخوردم که اعلام کرده بود به یک طراح وگرافیست وصفحه ارا احتیاج دارد.با اولین تماس تلفنی قرار دیدار گذاشتیم.این شرکت درخیابان شریعتی (جاده قدیم شمیران )نرسیده به خیابان سمیه واقع بود.در همان جلسه نخست با یکی از مدیران شرکت که اقای غیاثی نام داشت واز فوتبالیست های باشگاه راه اهن تهران بوددر مورد ساعت کار وحقوق ماهیانه ومسایلی از این دست به توافق کامل رسیدیم.بله به همین راحتی .قرار شدکه در ازای روزی 7ساعت کار ماهی1800تومان(18000ریال)دریافت کنم .در ان زمان با این پول می توانستم علاوه بر تامین هزینه های تحصیل اعم از خورد وخوراک وایاب وذهاب و...مقداری هم به خرج خانواده کمک کنم.هر روز ساعت هشت ونیم صبح کارم شروع می شدوتا ساعت سه بعدازظهر ادامه داشت وبعد از پایان کارراهی دانشگاه می شدم.این فعالیت را به مدت یک سال ادامه دادم.البته تا یادم نرفته بگویم که در ماههای اخر حقوقم به 2000تومان افزایش یافته بود.با اوج گیری ناارامی ها وتظاهرات واعتصاب ها ی مردمی در نیمه دوم سال 1357فعالیت شرکت متوقف شدو با اجازه شما من هم بیکار.در مدت یک سالی که در ان شرکت کار می کردم هم نیاز مالی ام بخوبی تامین شد هم فرصت کسب تجربه عملی یافتم وهم طعم شیرین استقلال مالی راکه خوشبختانه قبلا هم بارهاچشیده بودم تجربه کردم. باهری

نظرات:

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]





<< صفحهٔ اصلی

This page is powered by Blogger. Isn't yours?

اشتراک در پست‌ها [Atom]