۱۳۸۸ آذر ۱۶, دوشنبه

 
معرفی یک کتاب:(تاریخ در ترازو)-یک مورخ مصری گمان می کردکه تاریخ اگر جزتذکار همین نکته که "دنیا بقایی ندارد ودرآن هیچ چیز چنانکه هست نمی ماند" فایده دیگری نمی داشت همین فایده برای آن بسنده بود. مجرد ترین وخالصترین لذتی که از تاریخ حاصل می شود یک نوع تجربه عرفانی است: وجدان وحدت واستمرار .در واقع تاریخ به مامی آموزدکه زندگی ما به زندگی همه افراد جامعه وقوم ما مرتبط است.زندگی جامعه مانیز با زندگی جوامع دیگر پیوسته است چنانکه زندگی تمام اقوام وجوامع انسانی با رشته ای نا مریی به همدیگر وابسته است...بعلاوه این اتصال فرد با تمام دنیا ی انسانیت تنها محدود به دنیای حاضر وزمان جاری نیست بلکه با دنیای گذشته وآینده ارتباط دارد واین استمرار نشان می دهد که وجود انسان هدف ومعنی دارد وحتی با مرگ افراد به پایان نمی رسد .اینجاست که تاریخ دلهره "پوچی "را که سارتر وکامو آن همه با کابوس آن در گیر بودند زایل می کند ولذت بخشی این وجدان وحدت واستمرار از اینجاست که تالم ودلهره تنهایی وپوچی را نابود می کند .کتاب ارزشمند تاریخ در ترازو اثر گرانسنگ زنده یاد عبدالحسین زرین کوب شامل 12فصل است با این عنوانها :1)فایده تاریخ-لذت یا شناخت 2)تاریخ واسطوره 3)سنتهای تاریخ نویسی 4)تاریخ نویسی در یونان وروم5)اروپا وتاریخ نگاری 6)بازجویی وباز آفرینی7)تاریخ وشناخت8)نقدوارزیابی 9)جستجوهای تازه 10)اندیشه تاریخ نگری 11)افقهای نا کجا آباد12)کارنامه تاریخ.در فصل سنتهای تاریخ نویسی آمده است:ولتر اولین طغیان جدی رادر برابر شیوه تاریخنگاری کهن باعث شد...هدف او تاریخ فکرواندیشه بشری بود نه تفصیلات پوچ وقایع که چیزی را نشان نمی دهد .کارل لامپرشت مورخ آلمانی که مقارن اوایل جنگ جهانی اول در گذشت کوشید تاریخ را از صورت روایات منظم در باره حوادث ورجال وقهرمانان بیرون آورد وآن را به بررسی وضعیت فرهنگ وجامعه مبدل سازد .آنچه وی از تاریخ می جست حیات وروح اجتماعی ملتها بودو این شیوه تاریخ نگاری امروزه طرفداران فراوانی دارد.. .مولف بر این باور است که روی هم رفته مسلمانان آن پیشرفتی را که در سایر علوم وفنون داشته اند در تاریخ نویسی حاصل نکرده اند.توجه به گرد اوری روایات گونه گون آثار کسانی مانند طبری و بلا ذری را غالبا فقط مجموعه ای از مواد تاریخی کرده ا ست که گویی بررسی صحت وسقم آنها را مورخ بعهده خواننده گذاشته است.دکتر زرین کوب ابن خلدون را یک استثنا درتاریخ نویسی می داند.به باور وی نزد ابن خلدون تاریخ بعنوان علم چیزیست از نوع علوم مربوط به جامعه ونقد مدارک واسناد در نزد وی شرط عمده کار مورخ است . ابن خلدون فایده عمده تاریخ را دریافت اسباب وموجبات پیدایش وانحطاط وسقوط تمدنها می داند. ابن خلدون که بی دقتی مورخان پیشین را به نقد می کشد وضرورت نقد تاریخی را مطرح می کند خود در بررسی روایات مورخان بسیار دقیق است... زرین کوب در فصل کارنامه تاریخ می نویسد:اگر عمر زمین می توانست فقط در یکسال خلاصه شود ماه اول بکلی خالی از حیات بود .انسان در ظهر روز 31دسامبرپابه عرصه وجود نهاد وخط در کمتر از یک دقیقه قبل اختراع شده است .حضرت مسیح در 22ثانیه پیش زاده شده است وامریکا فقط شش ثانیه قبل کشف شده است . این ارقام نشان می دهد که انسانیت هنوز درآغاز راهست واز شروع تاریخ خویش فاصله زیادی پیدا نکرده است .مطالعه این کتاب با ارزش را که توسط انتشارات امیر کبیرودر 323صفحه به چاپ رسیده است به همه علاقمندان تاریخ توصیه می کنم. باهری

نظرات:

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]





<< صفحهٔ اصلی

This page is powered by Blogger. Isn't yours?

اشتراک در پست‌ها [Atom]