۱۳۸۸ آذر ۳۰, دوشنبه
مروری برخاطرات آیت الله العظمی منتظری(ره)
شجاعت : مرحوم منتظری فردی صریح اللهجه ورک گو بود وهمین ویژگی از وی فردی شجاع وباشهامت ساخته بود.زمانیکه وی در شهر سقز ودرتبعیدبه سر می برد بشدت از سوی عوامل رژیم پهلوی تحت فشار قرار داشت.او در بخشی از خاطراتش از آن دوران چنین می نویسد : ((چند دفعه آمدند وبمن گفتند باید بیایی کلانتری امضاکنی گفتم نمی آیم .تا بالاخره آمدندمرا بازداشت کردندوبردندشهربانی.در آنجاسرهنگی بودبا تشر گفت: "چرانیامدی ؟" گفتم:"خوب نیامدم" گفت:"نخیر باید بیایی".گفتم :"مگر من نوکرشما هستم؟من اگر بچه ی حرف شنوی بودم همانجا درقم می ماندم.معلوم می شود بچه ی حرف شنوی نبوده ام که مرا آورده اند اینجا.من زیر بار (حرف زور )گنده ها نرفتم.زیر بار حرف شمابروم؟من همینم که هستم".او گفت:"پس باید دفتر رابیاورند درخانه امضاکنید."گفتم :"من در خانه هم امضا نمی کنم.معنای امضاکردن صحه گذاشتن روی حرف شماست.من هرگزروی کار شما صحه نمی گذارم."گفت :"پس ما فردی را بعنوان مراقب بر شما می گماریم."گفتم:"آن دیگردست من نیست.من در خانه نشسته ام مطالعه می کنم .هر وقت هم گردش می کنم در همین شهر است.مطمین باشید من از این شهربیرون نمی روم." آخر کار دید من قبول نمی کنم وتند شدم نرم برخوردکردوگفت :"آخراز ما خواسته اند ماهم ماموریم."بالاخره گفت:"شما مرخصید ومی توانیدبروید."مرا بهنگام رفتن باماشین بردندولی برای برگشتن باید پیاده برمی گشتم.جاده سرازیر بود وبرف زیادی آمده بود.ناگهان پایم لیز خورد افتادم زمین وچهل پنجاه متر سر خوردم آمدم پایین.)) ...مطالعه کتاب خاطرات آن مرجع عالیقدر را به همه شما توصیه می کنم.
اشتراک در پستها [Atom]

ارسال یک نظر