۱۳۸۹ فروردین ۱۵, یکشنبه

 

همسایه ما

سالهاست با این خانواده همسایه دیوار به دیوارهستیم.پدر خانواده مردیست حدود 50ساله آدمیست جدی وعبوس وبشدت متشرع. این که می گویم متدین از آنروست که هرروز صبح من وخانمم جهت بیدار شدن برای نماز ابدا نیازی به تنظیم ساعت نداشته ونداریم.چرا که ایشان نماز صبح رابا چنان صدای بلندورسایی می خواند که اگر درحال تماشای رویای پادشاه هفتم هم بوده باشیم سراسیمه از خواب بیدار می شویم!
این آقای همسایه تاچند سال پیش از این که هنوز آقازاده هایش در خانه پدری اقامت داشتند چنان نسبت به انجام فریضه نماز آنان حساسیت داشت که هرروز صبح علی الطلوع آن دو طفل معصوم را بافریادی گوش خراش بیدارو وادار به خواندن نمازمی نمود .هربامدادان بانگ رعدآسای وی چنان در اتاق ما طنین می افکندکه من اگرچنانچه باصدای نمازاو هم بیدارنمی شدم یقینا باشنیدن غریو تندر گونه اش ازخواب خوش می پریدم.
چند سال پیش اتفاق جالبی افتاد که باعث شگفتی ماشد.روزی از روزها که سرگرم صرف صبحانه بودیم قشقرق غریبی درراهرو آپارتمان ما براه افتاد که نگو ونپرس.حس کنجکاوی ما تحریک شد .خودرا به پشت دررساندیم .بله پسران همسایه محترم ما نمی دانم بر سرچه چیزی به جان هم افتاده بودند .یک برادر خواهر ومادر برادر دیگر(درواقع خواهر ومادرخود)رابه باد شنیع ترین ناسزاها گرفته بود ودیگری با فحش های رکیک تر پاسخ می داد.مادربیچاره شان نیز می کوشید میانجی گری کرده وبه غایله خاتمه دهد.دقایقی آن دو برادر برسروکله یکدیگر می زدند ودرنهایت با مداخله یکی از همسایه ها آتش بس بین آن دو برقرار شد .البته ناگفته نماند که این نخستین بار نبود که نزاع میان آنها به بیرون از خانه کشیده می شد.لحظاتی نگاه های شگفت زده من وخانمم در یکدیگر گره خوردوبدون آنکه کلامی بین ما ردوبدل شود برسر میزصبحانه بازگشتیم... باهری

نظرات:
ba salam.be mozooate jalebi pardakhtid.ke motaasefane darde moshtareke hameie mast.edame dahid...
 
از این همسایه های بی پدر و مادر ما هم داریم.
 

ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]





<< صفحهٔ اصلی

This page is powered by Blogger. Isn't yours?

اشتراک در پست‌ها [Atom]